محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 11

آثار عجم ( فارسى )

مادرم بود . . . « 1 » » اما تعجب‌آور است كه هيچ شعر و ماده تاريخى در اين باره در ديوان فرصت نيست . مرحوم ميرزا حسن فسائى ، دربارهء پدر اين زن - يعنى مرحوم رجب على خان مذهّب - مىنويسد : شغلش ، مذهّبى - يعنى تذهيب اوراق - مىنمود : « تسلى » گر دمى خواهد به كام خويش دوران را * ترا افلاك ديگر بايد و سياره‌اى ديگر « 2 » فرصت ، در ضمن شرح حال خود و در ذكر مرگ پدرش مىنويسد : خواهران و برادران : فرصت : « . . . در آن هنگام ، بيست و پنج ساله بودم . با برادرى كوچكتر از خود ، ميرزا محمد حسين - « رخصت » تخلص و يك دو خواهر و چند نفر پرستار ، تمام را متحمل شده ، به ترتيبى صحيح ، امر معاش خود و آنها را گذرانيده ، رفع احتياج خود را از غير ، به حمد الله مىنمودم . . . « 3 » . » فرصت ، دربارهء برادر خود . مىنويسد : « . . . ميرزا محمد حسين ، برادر كهتر فقير است . در سفرها خدمتم مىنموده و زحماتم را متحمل بوده ؛ » وله كيست آن دلبر طناز كه تنها گذرد * ز اين همه ناز ، ندانم چه به تنها گذرد « 4 » وله

--> ( 1 ) . فرصت ، مختصر جغرافى هندوستان ، بمبئى ، مطبعهء ناصرى ، 1322 ، ص 86 . ( 2 ) . حسن فسائى ، فارسنامهء ناصرى ، به تصحيح دكتر منصور رستگار فسائى ، اميركبير ، تهران ، 1367 ، جلد دوم ، ص 1161 . ( 3 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 48 . ( 4 ) . آثار عجم ، ص 20 .